وقتی اندوه به سرانگشت ماجرا میرسد
Memoir
یوگا
وقتی اقکار و ایده ها از توی سرت بیرون می آیند و پهن می شوند روی زمین زیر پایت یا بر بند واقعیت٬ دیگر حرف چندانی برای نوشتن نمی ماند. حالا من هستم و بی واژه گی. چون اتفاقات دیگر توی سرم نیستند؛ همینجا کنارم نشسته اند و با من می روند و می آیند. دلم میخواست دیروز بلند بلند بگویم که شیوه ابراز احساسات من فقط اشک است. اگر غمگین باشم٬ اگر شاد٬ اگر ناامید٬ اگر هیجان زده٬ اگر ترسیده... در نهایت اشک می ریزم. در سکوت. نکته آخر٬ یوگا بود. تا
برچسب:
نویسنده: پرهام نیکفر
تاريخ: جمعه
8 آبان
1405 ساعت: 13:15